X
تبلیغات
ارسبارانی ها ARASBARANIHA - 16- فنون استقرار در طبیعت

ارسبارانی ها ARASBARANIHA

وبلاگ طبیعت گردی و اکوتوریسم

تجهیزات کوهنوردی

+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 11:58  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گزارش سفر به کهک

سـفـر استـقـرار در طبیـعت

در پایان دوره راهنمایان طبیعت گردی برای کسب تجربه استقرار در طبیعت که واحدی هم به همین نام در میان دروس پشت سر گذاشته این دوره داشتیم بایستی به همراه دوستان هم دوره و استاد سعید صبور راهی سفری به همین منظور در دل طبیعت شده تا بعنوان یک راهنمای طبیعت گردی تجربه نسبی را در این زمینه کسب کنیم. برای هماهنگی سفر، روز دوشنبه اول اسفند ماه 1390 ساعت 17 در موسسه آوای ارسباران جمع شدیم تا مقدمات سفر را مرور کنیم و در فرصت باقیمانده نسبت به تهیه لوازم و تجهیزات لازم اقـدام نماییم. استاد محترم یک لیست 2 صفحه ای برای کارآموزان تهیه کرده و تمام تجهیزات موردنیازی را در آن ذکرکرده بودند و یک نسخه از این لیست در اختیار دوستانی که حضور داشتند قرار گرفت. مقصد ما به اطراف شهر کهک از استان قم بود و قرار شد ساعت 8 صبح پنج شنبه 4/12/1390 از جلوی درب موسسه حرکت کنیم. همان روز از دفتر موسسه اعلام کردند که بعنوان لیدر این گروه انتخاب شده ام و بایستی هماهنگی های لازم  قبل از سفر را انجام دهم که روز چهارشنبه با گرفتن چند ساعت مرخصی از محل کارم برای انجام امور مربوطه به دفتر موسسه رفتم و تقریبا تا ساعت 19 مشغول تماس برقرارکردن با دوستان جهت تاییدنهایی ساعت حرکت و ارسال اسامی مسافران به شرکت بیمه و غیره  .... بودم.

شب قبل از حرکت بعلت فرصت محدود و فشرده که خاص روز قبل از سفر هست، خواب و استراحت کافی نداشتم و بعد از یک هفته کاری سنگین بایستی با کمبود خواب راهی این سفر شوم.  بناچار ساعت 4:30 صبح هم بیدار شدم تا نسبت به تهیه غذای بین راه، آشپزی اجباری کنم و با این سحرخیزی و زمان حرکت که ساعت 8 صبح بود وقت کافی برای حضور در محل و حرکت را داشتم . حدود ساعت 7 صبح قبل از همه دوستان جلوی درب موسسه حاضر شده و بعد از مدتی وقت گذارنی نزدیک ساعت 8 دوستان به سر منزل قرار موعود رسیدند و متاخر این گروه آقای امیرحسین میرزمانی تنها بازمانده از دوره چهارمی ها بود که حاضر به پرداخت جریمه هم نشد.

با این اوصاف ساعت 8:20 دقیقه و با غیبت سه  تن از همراهان، این سفر آموزشی را با مینی بوس هیوندا و به رانندگی آقای محبی آغاز کردیم. در ابتدا با راهنمایی استاد صبور دوستان شروع به معرفی خود با ذکر سابقه طبیعت گردی نمودند و در حین حرکت نیز استاد نکات قابل توجه را با دوستان مرور نمودند.

قرار شده بود که اولین صبحانه بصورت لقمه در داخل مینی بوس و در حین حرکت صرف شود و به همین دلیل در بین راه توقف چندانی نداشتیم . مسیر حرکت از جاده قدیم بهشت زهرا و سپس جاده قدیم قم بود و حدود ساعت 10 صبح به پلیس راه حسن آباد رسیدیم. نکته قابل توجه در پلیس راه حسن آباد موضوع عدم ثبت ساعت وسایل نقلیه از جمله مینی بوس ما  توسط پلیس راه بود. بعد از دوراهی ورامین وارد چرمشهر شده و جالب است بدانیم وجه تسمیه نام چرمشهر بعلت دباغی در این شهر می بـاشد. رودخـانه جاری این منطقـه رودخانه جاجرود که منشا آن کوه های البرز می باشد در ارتفاعات پایین تر به همراه رودخانه امامه به سد لتیان می ریزد. مازاد آب سد لتیان جهت تغذیه به دشت ورامین رها می شود و در پایان به دریاچه نمک حوض سلطان می ریزد. در ساعت 10:40 دقیقه وارد چرمشهر شدیم و سپس در ساعت 10:50 دقیقه به کاروانسرای زیبای دیر گچین در دل کویر رسیدیم . این کاروانسرای استوار و باشکوه در متون تاریخی به نام های "دژ کردشیر"، " قصرگچ" و "قلعه دیر" نیز خوانده شده و به عنوان منزلگاهی بسیار مهم در مسیر یکی از راههای باستانی ایران بوده است.  دیرِ گچین، کاروانسرایی‌ست که پی بنای آن در دورة ساسانی گذاشته شده و ساختمان آن در دورة صفوی کامل گشته است. چهار برج در رئوس ساختمان و دو نیم ‌برج در ورودی بنا – بخش جنوبی قرار دارند و دارای حیاطی وسیع می باشد. به این بنا کاروانسرای مادرشاه هم می گویند. دو باستان شناس آلمانى و فرانسوى که سال ها پیش در این محدوده حفارى انجام داده اند، این کاروانسرا را به جهت کامل بودن و وسعت آن، مادر کاروانسراهاى ایران نامیده اند. این بناى قدیمى داراى 43 حجره، ایوان شاه نشین، حیاط خلوت و 8 شترخانه، حمام و مسجد است. بعد از بازدید و خروج از کاروانسرا با راهنمایی استاد صبور در محوطه بیرون از کاروانسرا شروع به گراگرفتن و کار با قطب نما نموده که مورد توجه دوستان قرار گرفت.

پس از بازدید از کاروانسرای دیرگچین به مسیرمان ادامه داده و به سمت قم حرکت کردیم و در میانه راه استاد صبور با راهنمای محلی آقای آرمیده قرار ملاقاتی داشتند که بایستی ما را به سمت روستای کهک و در نهایت گردنه مهربخشون راهنمایی نمایند. قبل از رسیدن به محل استقرار در میانه راه در کنار خیابان توقف کوتاهی داشتیم و آقای آرمیده از گروه کوهنوردی عارف قم  اطلاعاتی از منطقه ارائه دادند، از جمله به دو قله معروف سرسفید و سرسیاه اشاره داشتند.  پس از آن به سمت گردنه مهربخشون از توابع روستای کهک حرکت نمودیم و حدود ساعت 17  به محل استقرار که در واقع باغی به نام بمبا بود رسیدیم که با هماهنگی آقای آرمیده کلید درب ورودی باغ از مالک آن به نام حاج آقا رزمی قبلا گرفته شده بود و گروه توانست به راحتی وارد محل استقرار کمپ شود.  همین جا باید از مهمان نوازی و پذیرایی حاج آقا رزمی ، پسرشان و همینطور آقای آرمیده که بعنوان راهنمای گروه دوستان قمی بودند تشکر کنیم.  بدین شکل درب این باغ به روی کارآموز آوای ارسباران گشوده شد و همگی بعد از پیاده شدن  از مینی بوس به سمت رودخانه ای که از وسط این باغ می گذشت سرازیر شدیم تا در کنار آب جاری و به اتفاق دوستان عکس یادگاری بگیریم. توضیح جالبی در مورد این گردنه لازم است عنوان شود، طبق گفته های آقای آرمیده در ایام قدیم مسافران بوسیله چهارپایان برای مسافرت و زیارت از این گذرگاه عبور می کردند و هنگامی که به گردنه مهربخشون می رسیدند مردانی که زنان خود را بر قاطر و اسب سوار نموده بودند به مزاح یا شاید هم بصورت جدی به همسران خود می گفتند اگر آرزویت بر این است که از این گردنه سالم سفر کنی باید مهریه خود را ببخشی و زنان نیز به واسطه ترس و دلهره سواری به ناچار مهر خود را می بخشیدند و به همین دلیل این گردنه نام مهربخشون  را به خود گرفته است.

گردنه مهربخشون

با رو به تاریک شدن هوا و به دستور استاد صبور دوستان شروع به برقراری چادرها از ساعت 17:30 نمودند و تا ساعت 18:30 تمام چادرها برپا شده و دور آتش گرد هم آمده بودیم و بعلت ابر کم حجمی که هوا را پوشانده بود قادر به شناسایی ستارگان بصورت کامل نشدیم. با هماهنگی خانم مینا حسینی که از قبل نسبت به تهیه یک بسته شیرینی راحت الحلقوم  اقدام کرده بودند یک جشن تولد کوچک برای آقای نوید به دور آتش برگزار کردیم.  سپس هر کدام از دوستان به چادرهای خود رفته و با صرف شام سبک به استراحت پرداختند، در نیمه های شب با صدای زوزه شغال ها که حضور در طبیعت ما را دو صد چندان می کرد از خواب بیدارشدیم ولی متاسفانه سـگ های باغ (ببری، ماری، بوری) اجازه هنرنمایی به این شغال ها که به استقبال ما شهرنشین ها آمده بودند، ندادند و با پارس مداوم خود آنها را فراری دادند. با این تفاسیر صبح هنگام مسافران فریز شده از چادرهای یخچالی بیرون آمده و شتابزده به جمع آوری چادرها و کوله ها اقدام نمودند.

هنوز صبحانه را در کلبه باغ تمام نکرده بودیم که همراهان آقای آرمیده از قم سر رسیدند و بلافاصله شروع به جمع آوری و حرکت به سمت دره کاشان به اتفاق دوستان قمی نمودیم. بعد از گذر از پل چوبی رودخانه آقای آرمیده به معرفی گروه خود نمودند و توضیحات لازم این پیاده روی را به گروه ارائه کردند. مسیر حرکت هموار و مسطح در بستر رودخانه ای بود که به نام دره کاشان شهرت داشت و در میانه راه نیز دوستان قمی ما برای خوشآمدگویی و همراه شدن بیشتر با گروه تهرانی ها به اجرای ترانه سنتی و لطیفه پرداختند. گروه به خوشی و خرمی به راه خود ادامه می داد که به ابتدای صخره های کوه رسیدیم و متاسفانه در این محل یکی از دوستان گروه تهرانی دچار آسیب از ناحیه زانو شد و بناچار گروه ما با همه امیدها و آرزوها بعلت مصدومیت یکی از افراد گروه مجبور به بازگشت از این راه شدند. با هماهنگی استاد صبور مقرر شد هر یک از دوستان به نوبت مصدوم را بر پشت خود حمل نمایند و  بدین ترتیب با کمک استاد صبور، آقای غرایی، امیرحسین میرزمانی، عباس پراکند و دست آخر

حاج قاسم زنوری مصدوم را به محل کمپ رساندند. پس از صرف ناهار حدود ساعت 13 به سمت تهران حرکت نموده و در بین راه در رستوران مهتاب برای استراحت کوتاه توقفی داشتیم که استاد دوستان را به یک بستنی لیوان مهمان کردند. این سفر کوتاه و بیاد ماندنی در ساعت 18 که به تهران رسیدیم، پایان یافت. این گزارش کوتاهی بود از سفر به طبیعت  که به منظور کسب تجربه استقرار در طبیعت برگزار شده بود. که البته تمرین حمل مصدوم را در این سفر دوستان تجربه کردند. ضمن تشکر از تمامی دوستان جهت همراهی شان و نیز قدردانی از استاد صبور آرزوی دیدار دوستان را در سفرهای بعدی داریم.

 عکس ها از :        ارسلان فخرائی

گزارش سفر از:      شهرزاد فتاحی  -   دوره پنجم طبیعت گردی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 13:20  توسط شهرزاد فتاحی  | 

جهت یابی

جهت یابی در روز

1 – بوسیله حرکت ظاهری خورشید :

با توجه به حرکت وضعی زمین به دور خود ، در نیم کره شمالی (ایران در نیم کره شمالی زمین قرار دارد) هنگام صبح خورشید از مشرق طلوع کرده و به هنگام ظهر در وسط آسمان کمی متمایل به جنوب میباشد.(یعنی اگر به هنگام ظهر شرعی رو به خورشید بایستیم بطرف جنوب یستاده ایم) و سپس عصر هنگام در مغرب غروب میکند. بنابراین اگر هنگام طلوع خورشید هر دودست خود را باز نموده و بصورت صلیب بایستیم و دست راست خود را بطرف خورشید بگیرم و خورشید را پوشش دهیم روی ما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست ما مشرق و سمت چپ ما مغرب را به ما نشان میدهد.

1/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ):

یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید.حال بوسیله خطی این دونقطه  را به هم وصل  نموده و امتداد دهید.در این حالت جهت حرکت سایه از غرب به شرق است و مثلثی روی زمین درست می شود سپس نیمساز مثلث را رسم کنید و انتهای نیمساز جهت شمال را مشخص میکند.

 

2/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ) :

یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید. حال دونقطه بر روی زمین داریم ، پای چپ خود را روی سایه اول و پای راست را روی سایه دوم قرار دهید بطوریکه شاخص پشت سر شما قرار گیرد ، حال روی شما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست مشرق و سمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد.

 

3- بوسیله خورشید و ساعت عقربه دار (به هنگام ظهر شرعی ):

الف ) در نیمکره شمالی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عقربه کوچک ساعت شمار به طرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عقربه کوچک ساعت شمار و عدد 12 ، جهت جنوب را نشان میدهد.

 

ب ) در نیمکره جنوبی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عدد 12 بطرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عدد 12 و عقربه کوچک ساعت شمار جهت شمال را مشخص می نماید.

 

تذکر : چنانچه از ساعت دیجیتالی (کامپیوتری ) استفاده میکنیم همان ساعت را روی کاغذ بصورت ساعت عقربه دار تبدیل میکنیم . 

پیدا کردن وقت از روی جهت یابی

با داشتن جهت میتوان ساعت را مشخص نمود ، بدین ترتیب که یک نیم دایره روی زمین رسم میکنیم ،بطوریکه برآمدگی آن بطرف شمال باشد و آنرا به دوازده قسمت مساوی تقسیم میکنیم و از جهت مغرب به مشرق اعداد 6 الی 18 را می نویسیم و حتما عدد 12 بطرف شمال باشد، سپس شاخص نسبتا صافی را در مرکز دایره بصورت عمود در زمین فرو میکنیم ، سایه شاخص بطرف هر عددی که باشد ساعت تقریبی را به ما نشان میدهد.

 

جهت یابی در شب

 بوسیله ستارگان صورت فلکی دب اکبر

برای جهت یابی در شب ، می توان از ستاره قطبی استفاده کرد.این ستاره به فاصله یک درجه در امتداد محور عالم و به طرف شمال قرار دارد. برای پیدا کردن ستاره قطبی باید از صورت فلکی دب اکبر(Ursa Major  ، Big Dipper  ، خرس بزرگ ، هفت برادران ، هفت اورنگ مهین ، آبگردان بزرگ ، یقلاوی یا ملاقه ای ) استفاده کرد . دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان محسوب میشود که از هفت ستاره تشکیل شده  و چهار ستاره دُبّه Dubbe، مِراق Merak ، فِخِذ Phecde و مِغرِز Megrez  ، تقریباً به شکل چهار ضلعی قرار گرفته اند و کاسه آبگردان را تشکیل داده و ستارگان قائد Alkaid ، عِناق Mizar ، و جَون Aloith ،ستارگان دسته آبگردان را تشکیل می دهند.اگر فاصله دو ستاره لبه آبریز آبگردان دبه و مراق (آلفا ، بتا )که بنامهای قراولان The Pointers معروفند را شش برابر در امتداد هم  بطرف جلو ترسیم کنیم به ستاره قطبی (جُدَی Polaris)می رسیم حال اگر رو به ستاره قطبی بایستیم روی ما بطرف شمال،پشت سر جنوب،سمت راست مشرق،وسمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد .

بوسیله ستارگان صورت فلکی ذات الکرسی

برای جستجوی ستاره قطبی از صورت فلکی ذات الکرسی Cassiopeia  ، نیز میتوان استفاده کرد.این صورت فلکی بخاطر شکل M W  مانندش یکی از صورتهای فلکی بسیار آسان یاب آسمان است.اگر نیمساز زاویه ای که بازتر است را به اندازه پنج برابر یکی از اضلاع بطرف جلو هدایت کنیم به ستاره قطبی میرسیم .( صور فلکی دب اکبر و ذات الکرسی همیشه روبروی هم قرار دارند و حول محور ستاره قطبی در گردش هستند)

 

بوسیله ستارگان صورت فلکی جَبّار

صورت فلکی جبار( Orion ،شکارچی و بزرگ منش ) از آسان یاب ترین و باشکوه ترین صور فلکی آسمان محسوب می شوند . این صورت فلکی از تعدای ستاره تشکیل شده ویکی از جلوه های صورت فلکی جبار سه ستاره (دلتا ، اپسیلون ، زتا ) در کمربند آن است که با چهارستاره دیگرشکل علامت سئوال ، کاغذک ، وبادبادک را تشکیل میدهند . تک ستاره پائین جبارکه نقطه علامت سئوال ویا دم بادبادک را تشکیل میدهد جهت جنوب را مشخص میکند.(حرکت این صورت فلکی از مشرق به مغرب است و رؤیت آن از صبحگاه اواخر شهریور و تا شامگاه اوایل اردیبهشت ماه ادامه دارد)

 

بوسیله مجموعه ستارگان خوشه پروین

خوشه پروین Pleiades و هفت خواهران بصورت خوشه انگور و در سمت راست صورت فلکی جبار قرار دارد و با چشم غیر مسلح تعداد شش ستاره آن بنامهای (نیّرالثریا ، اطلس ،الکترا ، مائیا ، تحیه ، آستروپ ) قابل رؤیت میباشند و حداقل یکصد ستاره در بین این خوشه جای دارد که با چشم مسلح قابل دید میباشند . دم خوشه پروین از دو ستاره بنامهای اطلس و نیر الثریا تشکیل شده که جهت مشرق را به ما نشان میدهد.

بوسیله هلال ماه

ماه در اثر انعکاس نور خورشید میدرخشد ، لذا به کمک قسمت روشن ماه میتوان جهت تابش نور خورشید را معلوم کرد.ماه در نیمه اول زود طلوع و زود غروب میکند و در نیمه دوم دیر طلوع و دیر غروب میکند . اندکی بعد از هلال ماه نو یعنی در نیمه اول قوس روشن ماه رو به مغرب است و اگر خطی فرضی از بالای هلال تا پائین ان ترسیم کنیم حرف P   انگلیسی تشکیل میشود.در نیمه دوم ماه ، قوس روشن ماه رو به مشرق است هلال ماه حرف q  انگلیسی را تشکیل میدهد.

 

از: وبلاگ آموزش نظامی

نوشته شده توسط پرویز ستوده شایق در ساعت 16:58 | لینک  |  آرشیو نظرات

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست.

 جهت‌های اصلی و فرعی

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلا نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

 روش‌های جهت‌یابی

برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره‌ی شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای 23.5 درجه(بالای مدار رأس السرطان). در نیم‌کره‌ی جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

  روش‌های جهت‌یابی در روز

  جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود 23.5 درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه‌ی خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه‌ی بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

 جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلا شاخه‌ی نسبتا صافی از یک درخت به طول مثلا یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلا با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره‌ی شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از 60 درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه  استفاده کنید.

 

Drawing: Figure 18-1. Shadow-tip method

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلا طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای 23.5 درجه).

  جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی(آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد 12 ساعت می‌سازد(زاویه‌ی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلا اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد 12 ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

Drawing: Figure 18-2. Watch method.

 نکات

این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلا چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.

 

نیمساز، خطی است که یک زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. در واقع باید میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12 را بیابید و با خطی فرضی به مرکز ساعت وصل نمایید.

دلیل این‌که زاویه(ی بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12) را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا 12 ساعت). یعنی گرچه روز 24 ساعت است(و یک دور کامل را در 24 ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در 12 ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت 24 ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به 24 قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد 12 ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولا ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلا در ایران حدود یک ساعت متغیر است(ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت 12 ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت 12 را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا 24 درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین 40 و 60 درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی 5/23 تا 5/66 درجه [شمالی یا جنوبی]نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود. (کشور ایران دارای عرض جغرافیایی بین 36 و 39 درجه‌ی شمالی است.)

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت 12) اجرا کنیم، جهت عقربه‌ی ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از 1 تا 12 بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

با داشتن یک ساعت دیجیتال هم میشه جهت رو پیدا کرد. به این شکل که با خواندن زمان از روی ساعت دیجیتال, همان زمان را بر روی زمین به شکل ساعت عقربه ای رسم می کنیم. در این حالت عقربه ساعت شمار را رو به خورشید می کشیم و نیمساز آن با عدد 12 جنوب را نشان می دهد.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

به شکل عکس، اگر جهت‌های جغرافیایی را بدانیم، می‌توانیم زمان را در روز بدانیم. با همین روش ساعت‌های خورشیدی در گذشته ساخته می‌شدند. برای ساخت آن باید نیم‌دایره‌ای را روی زمین به طرف شمال رسم کنیم و از 6 تا 18 به شکلی شماره‌گذاری نماییم که عدد 12 آن رو به شمال، عدد 6 در سمت غرب و عدد 18 در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصی در مرکز دایره قرار دهیم، سایه‌ی شاخص به منزله‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار ساعت است. چنین ساعتی کاملا دقیق نیست. ساعت‌های آفتابی‌ای ساخته شده است که دقت بسیاری دارند.

  روش‌های جهت‌یابی در شب

  جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ی آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه‌ی ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند(دو ستاره‌ی قاعده‌ی کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصله‌ی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

  نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریبا روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره‌ی قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. این دو صورت فلکی هیچ‌گاه غروب نمی‌کنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

ستاره‌ی قطبی، خود آخرین ستاره‌ی دسته‌ی ملاقه‌ی صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستاره‌های دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌یاب(افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره‌ی زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همه‌ی ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ی قطبی می‌درخشد؛ ستاره‌ی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر می‌رسد.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجه‌ی شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.

در شب هم می‌توان به وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.

 

 جهت‌یابی با هلال ماه

 در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.

کره‌ی ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک(تیزی) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.

وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌یابی کرد.

 روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ی پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

 

  روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

 خودتان هم می‌توانید با یک نقشه‌ی خاورمیانه و یک نقاله زاویه‌ی بین شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بیابید

 

 جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلا اگر در تهران 37 درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه جهت قبله را بدانیم، اگر 37 درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر 143 درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

* قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولا توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

 جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلا با ۳0 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

این قطب‌نما را به سادگی می‌توانید بسازید

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریبا رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلا سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلا می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلا با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

فیلم ساخت قطب‌نمای شناور را در این سایت می‌توانید ببینید.

 

 جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنه‌ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولا بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجه‌ی درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایه‌ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. 2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشه‌ی درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

3- جهت‌یابی با تنه‌ی درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایره‌ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله‌ی بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در امریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیه‌ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقه‌ی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته‌ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته‌ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهده‌ی درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلا مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولا بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولا جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کره‌ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره‌ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلا رود نیل -که تماماً در نیم‌کره‌ی شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه‌ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولا حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

8- جهت‌یابی به کمک خانه‌های شهری: امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب یا شرق-غرب می‌سازند؛ یعنی نسبت به جهت‌های اصلی مورب نمی‌سازند. این می‌تواند در تنظیم صحیح جهت‌ها و تصحیح روش‌های تقریبی بالا کمک‌کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده است.

روش دقیق‌ آن چنین است: به سایت‌هایی مانند گوگل اِرس(Google Earth) یا کتاب اول(برای تهرانی‌ها) بروید و خانه یا خیابان خود را بیابید. در این سایت‌ها جهت‌های جغرافیایی مشخص شده است(معمولاً شمال سمت بالاست). اگر خانه یا خیابان‌تان دقیقاً مطابق جهت‌های جغرافیایی (موازی با لبه‌ی صفحه) باشد، می‌توانید به راحتی 4 جهت اصلی را بیابید، که در جهت دیوارهای خانه‌اند (با این فرض که خانه مستطیلی است). اگر خانه یا خیابان‌تان نسبت به جهت‌های جغرافیایی زاویه دارد، می‌توانید تنظیم مقتضی را انجام دهید.

همچنین می‌توانید به نقشه‌های [چاپی] شهرتان نگاه کنید و ببینید که آیا خیابان‌تان جهت شمالی-جنوبی یا شرقی-غربی دارد، یا نسبت به جهت‌های جغرافیایی انحراف دارد.

از :  بقاء در شرایط سخت


برچسب‌ها: جهت یابی
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 11:46  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پتوی نجات

با سلام ، دوستانی که برای دوره عملی استقرار در طبیعت آماده می شوند ، در خصوص پتوی نجات سوالات داشتند که مطلب کوتاه زیر جهت آشنایی این عزیزان با پتوی نجات در وبلاگ ارسبارانی ها درج شده است ، امیدوارم که مورد استفاده دوستان گرامی قرار گیرد . کلمه پتو ممکنه ما را به اشتباه بیاندازد که وسیله ایی شبیه پتو می باشد در صورتی که این وسیله شبیه فویل آلومینیوم نازک بوده و استحکام نسبتاً خوب دارد . یکی بخرید و از نزدیک آنرا لمس کنید ....

این پتو جهت موارد اضطرای ساخته شده و دو منظوره می باشد بدین معنی که  شخص را در برابر سرما و گرما حفظ می نماید . اندازه آن در حالت جمع شده به اندازه کف دست می باشد و  در ابعاد باز شده 215×150 و 210×160 سانتیمتر است . جنس آن کامپوزیت و کوالیت است . کامپوزیت طبق تعریف انجمن متالوژی آمریکا به ترکیب ماکروسکوپی دو یا چند ماده مجزا که سطح مشخصی بین آنها وجود داشته باشد گفته می شود .

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

جزییات محصول:

ضد سرما و گرما
وزن :50 گرم
ابعاد باز: 160 در 210 سانتیمتر
عایق برای سرما و گرما حفظ دمای بدن تا سی درجه سانتیگراد زیر صفر ساخته شده از کامپوزیت و کوالیت
تکنولوژی انگلستان-ساخت چین
قیمت: حدود 4,000 تومان  

این پتو ضد سرما ، ضد آب ، ضد باد و ضد آفتاب است . سمت نقره ای آن جهت گرما و سمت طلایی آن جهت سرما استفاده می شود . 95% گرمای بدن را حفظ می کند . مدلی از این نوع پتو وجود دارد که در برابر آتش نیز مقاوم است . پتوی نجات را می توان در برنامه های کوهنوردی ، اسکی ، غارنوردی و حتی در مسافرت نیز به همراه داشت .

نحوه استفاده از پتو :

1-    پتو را کاملاً باز کنید .

2-    حدود 30 سانتی متر آن را زیر پای خود قرار دهید .

3-    روی بدن کشیده و از پهلوها زیر بدن قرار دهید و مانند کیسه خواب استفاده نمایید .

این محصول در بازار ایران به دو صورت  ساخت کشور چین و آلمان موجود می باشد که قیمت آن از 1500 تا 8000 تومان است.

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

، وزن 50 گرم پتوی ازجنس کامپوزیت کوالیت به اندازه کف دست (در حالت جمع) ابعاد 1.42 * 2.10سانتیمتر به نازکی کاغذ به گرمی چندین پتو 100% عایق ضد سرما ، بهترین وسیله برای (مسافران ، کوهنوردان ، اسکی بازان ، رانندگان ، سربازان ، مراکز نجات ، اورژانسها ) و یک همراه ضروری برای شما و افراد خانواده و تمام کسانی که در سرما هستند.

ـ یک همراه ضروری برای همه با تکنولوژی فضائی ( ضد سرما ، ضد اب ، ضد باد ، ضد افتاب )

از : نشاط کوهستان


برچسب‌ها: تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 13:28  توسط پرویز ستوده شایق  | 

کویر

تعاریف پایه

دریاچه :

گودال تقریباً بزرگی در پوسته زمین که از آب پر شده باشد دریاچه نام دارد . آب پاره ای از دریاچه ها شور و پاره ای دیگر نسبتاً شیرین و رقیق تر هستند . دریاچه هایی که در سرزمین های پر باران و معتدل واقع شده اند اغلب دارای آب شیرین هستند ولی دریاچه هایی که در مناطق کم باران و خشک قرار گرفته اند در معرض تبخیر می باشند و حاصل آن تبدیل به نمک و املاح دیگر است .

حوضچه :

چاله آب های محدود و متوسط که در مناطق مختلف کوهستانی و بیابانی در اثر باران های نیمه دوم زمستان و اوایل بهار ایجاد می شوند و آب آنها به واسطه گرمای هوای تابستان تبخیر می شود .

گردباد :

ستون در هم پیچیده ای از هوا که بر اثر گرم شدن سطح زمین و صعود هوای گرم به سوی طبقات بالا پدید می آید . گردباد همچنان که به طبقات بالا صعود می کند به جلو نیز پیش می رود .

تپه :

قسمت کوچکی از پوسته زمین که ارتفاع آن نسبت به زمین های اطراف بیشتر وبرجسته تر باشد تپه نام دارد . با وجودی که حد فاصل مشخص و معینی میان تپه و کوه وجود ندارد ، مع الوصف برجستگی های کمتر از 600 متر را تپه و بلندتر از آن را کوه می نامند .

رمل :

ریگ یا رمل ، شن های روان یا تپه های ماسه ای هستند که در اثر نبود باران و پوشش گیاهی و فرسایش خاک به دست طبیعت           ساخته شده اند .

نبکا :

نبکا گلدان بیابان است که به دست باد آفریده می شود . تپه ای است ماسه ای و منفرد و بلند که بر روی آن درختچه های گز روییده       می شوند . ارتفاع آن گاه به بیش از 10 متر و محیط آن به بیش از 40 متر می رسد .

شوره زار :

پوسته ای است از املاح نمکی که کف یک دریاچه قدیمی را که به مرور خشک شده است ، به طور افقی پوشانده است .

باتلاق :

زمینی است که همواره از آب اشباع بوده و نی نسبتاً فراوانی در آن روییده باشد . باید توجه داشت که این عارضه با مانداب که یک باتلاق موسمی است اشتباه نشود .

فلات :

فلات عبارتست از سرزمین مرتفع و تقریباً هموار ومسطحی است که گهگاه رشته ارتفاعات و دره هایی نیز در آن به چشم می خورند و پیرامون آنها را اغلب دامنه های شیب دار به اراضی پست مجاور متصل می سازد . از انواع فلات ها می توان به فلات عربستان ، آپالاش ، آناتولی و اتیوپی اشاره کرد .

باد سیستان :

بادی که مخصوص ناحیه سیستان و بخش های کویری پیرامون آن می باشد و معمولاً در فصل تابستان می وزد . سرعت آن گاه به 100 کیلومتر در ساعت می رسد و آن را باد 120 روزه نیزمی گویند .

دریاچه فصلی :

آبگیری که فقط در فصل های پر باران آب داشته و در سایر فصول خشک و یا به صورت شوره زار و یا گل زار در آید .

کویر :

حوضه و یا آبگیر جویبارها و یا سیلاب هایی که دریاچه های شور و کم عمقی را بوجود آورده و پیرامون آن را شوره زارهای پهناور گل زارهای قلیایی فرا گرفته باشد . این عارضه دق نیز نامیده می شود .

جلگه ( دشت )  :

زمین مسطح و نسبتاً همواری است که معمولاً ارتفاع کمی داشته باشد . اینگونه اراضی که به آن دشت نیز می گویند به طرق گوناگون به وجود می آیند ، که هرکدام بر حسب مورد نام گذاری می شوند ؛ مانند جلگه آبرفتی ، جلگه ساحلی و مسیله . گیاه طبیعی غالب        جلگه های معتدله علف است که به آن علف زار نیز می گویند .

جلگه های آبرفتی :

زمین نسبتاً هموار و مسطحی که در نتیجه آبرفت رودخانه ها به وجود آمده باشد . اینگونه زمین ها غالباً در دلتای رودخانه ها و یا در مناطق سیل گیر دیده می شوند .

ماسه باد :

باد شدیدی است که توده های شن را به همراه داشته باشد . در این طوفان که خاص مناطق کویری و خشک است ، توده شن به صورت ابری به ارتفاع حدود 20 متر دیده می شود .

سراب :

عبارتست از نوعی خطای دید که بر اثر شکست نور به وسیله جو زمین پدید می آید . این پدیده مخصوصاً در بیابان ها و کویرهای گرم و جایی که هوای مجاور زمین گرم و رقیق می شود به وجود می آید .

تالاب :

دریاچه کم عمقی که به ویژه در یک شن زار یا در میان شن های ساحلی به وجود آمده باشد .

کویر و بیابان  :

دو واژه کویر وبیابان که در اصطلاح عمومی ، اغلب مترادف یکدیگر به کار می روند ، از دیدگاه علمی کاملاً متفاوت می باشند . کویر شکلی از بیابان است که قدرت استقرار پوشش گیاهی ( تولید بیولوژیک ) خود را از دست داده باشد . به عبارت دیگر هیچگونه آثاری از حیات و رویش در آن مشاهده نشود . در برخی منابع ، کویر اغلب به اراضی شور و نمکی فاقد پوشش گیاهی هم به کار رفته است .


گیاهان کویر

مناطق کویری بدلیل وجود خاک شور دارای پوشش گیاهی منحصر به فردی می باشند گیاهانی که در این مناطق رشد می کنند ،گیاهان شور پسند هستند که علاوه بر جلوگیری از فرسایش  و حفظ خاک نمادی از استقامت در گرمای کویر هستند  .

گیاهان مناطق کویری شامل :

اشنان

دم گاوی

کنگر صحرایی

اسکنبیل

درختچه تاغ

گل شوره زار

اسفناج وحشی

درختچه تاغ (2)

گون

انجیر صخره ای

درمنه دشتی

صبر زرد

باریچه

درخت نخل

قیچ

بادام کوهی

درختچه گز

قره داغ

پسته وحشی

خارشتر

قاصدک

پیچک صحرایی

سیاه شور

علف شور الوان

پرند

سنبل الطیب

علف مار

نتر

شور بیابانی

علف هفت بند

ریش بز

کوشاد

نسی

زعفران

کلبیت

 نخودوک

ریواس

 

 

 

دمنه دشتی:  Artemisia sieberi

درمنه دشتی به گویش بیابان نشینان به «ترخ» شهرت دارد این گیاه بوته ای بسیار معطر عنصر اصلی و غالب اجتماعات گیاهی در استپهای خشک و نیمه خشک کشور محسوب می شود ارتفاع این 50-30 سانتی متر دارای انشعابات متعدد متراکم که شکل کپه ای را به بوته می بخشد .

درمنه دشتی از خانواده کاشنی (Compositae) بوده و تمام اندامهای هوایی گیاهی اعم از ساقه، برگها، گل ، میوه و بذر دارای عطر بسیار تند و نافذ است این گیاه در خطوط هم باران 100 میلی متر به بالا به راحتی استقرار می یابد اغلب در خاکهای لومی رسی شنی ایجاد رویشگاه های وسیعی را می نماید .

در عرصه های استپی بیابان به همراه سایر گونه های بیابانی و کم توقع مانند علف شوره اجتماعات گیاهی متنوعی را بوجود می آورد این گیاه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوی بسیار تند آن مورد استفاده چرای گوسفندان قرار نمی گیرد ولیکن در فصل پاییز و زمستان زمانی که گیاه غرق بذر می باشد توسط گوسفندان مورد چرا قرار می گیرد درمنه دشتی از جمله بوته های بسیار سازگار به شرایط سخت بیابان محسوب می شود که علاوه بر مصارف علوفه  ای (در مراتع قشلاقی) بوته ای بسیار مقاوم در مقابل فرسایش های بادی و نقش ارزنده ای را در حفاظت از خاک بر عهده دارد .

اسکنبیل    Calligonum Comosum

اسکنبیل درخچه ای است سازگار به شرایط بیابان در شنزارها بعنوان گونه ای شاخص و مقاوم به خشکی و کم آبی زندگی می کند این درخچه از جایگاه ویژه ای در شرایط متفاوت اقلیم خشک و نیمه خشک بویژه تپه های ماسه ای و شنهای روان برخوردار است دامنه انتشار آن بسیار گسترده بوده بطوریکه در اغلب شنزارهای مرکزی ایران مانند بیابانهای شنی کرمان، خور و بیابانک ، نائین و دشت کویر ریگستان جن ، دامغان ، سیستان و بلوچستان ، کرج و آذربایجان حضور دارند .

اسکنبیل متعلق به خانواده علف هفت بند است و دارای تنه ای منشعب  ، سفید رنگ، ساقه ایستا و افراشته و برگها اغلب حالت آویز به خود می گیرند دوره رشد رویشی آن از اسفند ماه آغاز و ظهور برگهای باریک و کشیده تا اواسط فروردین ادامه پیدا می کند گلهای ریز و سفید رنگ آن از اواخر فروردین ماه آغاز و تا اواخر اردیبهشت ماه منظره بسیار بدیعی را به چهره شنزارها می بخشد میوه ها به تدریج در خرداد ماه ظاهر می شوند میوه های مژک دار به رنگهای ، کرم ، سفید ، صورتی و قرمز رنگ تمام پیکر گیاه را فرا می گیرد ارتفاع اسکنبیل معمولاً بین یک تا سه متر متغیر است .

سیستم ریشه ای این درختچه در شنزارهای مناطق خشک تنها وسیله جاذب رطوبت بوده و یگانه ابزاری است که گیاه برای جستجوی رطوبت و ترفیع نیاز آبی خودش به آنها مجهز شده است سیستم ریشه ای علاوه بر نقشه فیزیولوژیک برای گیاه ابزاری نیزمی باشد برای مقابله با بادهای سهمگین و طوفانهای شنی به همین دلیل در برخی نقاط شاید بخش وسیعی از خاک اطراف ریشه های اسکنبیل توسط باد برداشته شده باشد با این حال گیاه همچنان به رشد طبیعی خود ادامه می دهد .

اسکنبیل همانند دم گاوی انعطاف اکولوژیک بسیار زیادی در مقابل شرایط سخت محیط بیابان از خود نشان می دهند این درختچه نوسانات شدید درجه حرارت را در فصول مختلف سال براحتی تحمل نموده علاوه بر این با سیستم ریشه ای بسیار گسترده و فعال حتی در گرمترین ماه سال نیز از حداقل رطوبت موجود در خاک بخوبی استفاده کرده و در واقع حداکثر صرفه جویی را در مقابل اتلاف آب از طریق تعرق از خود نشان می دهد .

«نتر»  Astragalus sqvarrosus

«نتر» یا «سوس» نامی است که بیابان نشینان به این گونه «گون» نهاده اند درختچه ای شن دوست بسیار مقاوم به خشکی و سازگار به عرصه های شنی –گچی این درختچه متعلق به خانواده «پروانه آسا» است و ارتفاع آن بین 70 تا 150 سانتی متر و قطر تاج پوشش آن بین 100-60 می باشد . برگهای شانه ای گیاه پوشیده از کرکهای ریز سفید رنگ بوده و بهمین دلیل ریخت ظاهری گیاه سبز نقره ای جلوه می کند این گیاه کم برگ بوده بهمین دلیل بخشی از مکانیزم فتوسنتز گیاه توسط ساقه های سبز و جوان آن انجام می گیرد «نتربومی نواحی ایران ،پاکستان ، افغانستان ، ترکمنستان می باشد.

در عرصه های شنزارهای چوپانان ، خوارتوران ، سیستان و بلوچستان و بیابانهای مسیله (تپه های شنی مظفر آباد ، چاه قرقره ، و نوار ریگ بلند) گسترش دارند خاک رویشگاه نتر اغلب شنی سبک و گچی می باشد دامنه ارتفاعی رویشگاه نتر بین 1200-800 متر از سطح دریا می باشد این نواحی در خطوط هم باران 100-80 میلی متر قرار دارند این درختان اغلب همراه سایر گیاهان شن دوست مانند کلبیت ، اسکنبیل ، نسی و خارسوف ایجاد اجتماعات پراکنده ای را در شنزارها می نماید .

گلهای گیاه معمولاً در اواسط فروردین ماه ظاهر می شوند و میوه های حاوی دوتا سه عدد بذر در خرداد ماه قابل مشاهده هستند این درختچه شن دوست ، گیاهی مرتعی و بسیار خوش خوراک و در مناطق قشلاقی محسوب می شود و در اوایل بهار سرها شاخه های جوان و گلدار گیاه مورد علاقه گوسفندان می باشد نتر بوسیله بذر تکثیر می شود .

دم گاوی  Smirnovia iranica

دم گاوی ، معمولاً در عرصه های تپه های ماسه بادی بیابانهای چوپانان ، نوارریگ بلند شن زارهای خوارتوران و ریگستان جن انتشار دارد گلهای این درختچه معمولاً در اواخر اردیبهشت ماه بتدریج تبدیل به میوه های بسیار زیبایی می شوند میوه ها بصورت نیامهای پفکی شکل نسبتاً بزرگ که در داخل آن تعداد 2 تا 5 عدد بذر جای دارد میوه بواسطه وجود کیسه هوا دار سبک بوده و در اوایل مرداد ماه توسط باد جابجا شده و به اطراف پراکنده می شوند این گیاه در خطوط هم باران 130-80 میلی متر بطور طبیعی رویش دارد (ارتفاع رویشگاه 1200-800 متر از سطح دریا) دم گاوی دارای دو نوع سیستم ریشه ای می باشد ریشه های عمودی گیاه که معمولاً در فصل رویش فعالیت دارند بیشتر بواسطه دسترسی به رطوبت زمین و استقرار اولیه گیاه در شنزار می باشد این نوع سیستم ریشه ای معمولاً زیاد فعال نبوده بلکه ریشه های افقی و سطحی گیاه که معمولاً از سال دوم به بعد فعالیت می کنند برای دستیابی به رطوبت سطحی با انتشار وسیع و گسترده تا شعاع 35 متر نیز گسترش می یابد تکثیر دم گاوی هم توسط بذر جستهایی که از ریشه های افقی و سطحی گیاه ایجاد می شود می باشد .

ریواس Rheum ribes

ریواس از گیاهان بوته ای دارویی و صخره دوست به شمار می آید که در نقاط کوهستان اقلیم خشک و نیمه خشک رویش دارند این گیاه پا یا معمولاً در نواحی شیب دار کوهستانهای لابه لای تخته سنگها به خوبی سازگاری پیدا نموده است برگهای ریواس معمولاً حالت طوقه ای پهن بر روی زمین گسترده شده و دارای دم برگ کوتاه (10-5 سانتی متر) پهنک بسیار خشن و عریضی (گاه بیشتر از 80 سانتی متر) می باشد در سالهایی که متوسط بارندگی سالیانه مطلوب (حداقل 130 میلی متر) باشد ریواس ایجاد ساقه گل دهنده به ارتفاع 50 تا 80 سانتی متر می نماید در انتهای ساقه گل دهنده گل آذین زرد متمایل به کرم در اوایل فصل بهار (اردیبهشت ماه) به خوبی نمایان است .

میوه های بالدار و قرمز رنگ گیاه در اواخر اردیبهشت ماه و اوایل خرداد ماه رسیده و قابل جمع آوری است ریواس متعلق به خانواده علف هفت بند بوده و به عنوان گیاه خوراکی و دارویی از قدیم الایام در طب سنتی مورد استفاده قرار می گرفته است ساقه های گل دهنده گیاه همزمان با شکفته شدن گلها زمانی که ترد و تازه هستند به مصارف خوراکی می رسد و به عنوان سبزی خوراکی ترش مزه به همراه سایر ترشیجات مورد استفاده قرار می گیرد . گلهای ریواس دارای دانه های گرد نسبتاً زیادی بوده که زنبورهای عسل برای تغذیه نوزاد داخل کندو بهره برداری می کنند . از طرفی گلهای ریواس را به منظور رنگ مو به همراه سایر گیاهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرایشی می رسد از میوه ها و بذرهای ریواس نیز بعنوان ملین قوی و ضد کرم در طب سنتی استفاده می کنند .

اشنان Seidlitzia rosmarinus  

اشنان درختچه ای شور پسند مقاوم به خشکی که اغلب در نواحی شور و قلیایی بیابانها ، ایجاد اجتماعات یکدست و وسیعی را می نماید اشنان در بیابانها و شوره زارهای دشت کویر و لوت بیابانهای مسیله دامغان ، سبزوار خراسان ، کرمان ، یزد و اغلب  نواحی شور و قلیایی کشور بعنوان گونه ای بومی  و سازگار رویش دارد .

این درختچه متعلق به خانواده اسفنجیان بوده و دارای برگهای آبدار گوشتی و استوانه ای شکل که محتوی املاح فراوان می باشد ارتفاع متوسط گیاه تا دومتر و قطر تاج پوشش آن تا یک و نیم متر هم می رسد زمان گلدهی آن اوایل شهریور ماه و بذرهای آن نیز در آبان ماه، کاملاً می رسند بهترین زمان جمع آوری بذر آبان تا آذر می باشد اشنان خاکهای قلیایی و شور را بخوبی تحمل می کند و در خاکهای نیمه عمیق تا عمیق همراه با میزان شوری متفاوت و حتی در تشکیلات مارنی (بیابان خطب شکن) نیز می تواند رشد و نمو کند .

قدرت جذب فوق العاده زیاد املاح قلیایی مانند ترکیبات کربنات سدیم و پتاسیم را دارا است بهمین دلیل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگهای گیاه ، ماده ای قلیایی  «کلیاب» بدست می آورند که در مراکز صنعتی و سنتی مانند صابون سازی، سفالگری ، شستشوی نخهای ابریشم و شیشه گری استفاده می کنند .

اشنان اجتماعات گیاهی وسیعی در عرصه های مختلف بیابانها و شوره زارها، مانند بیابانهای ارغوانی چاق آباد، چاه عروس، چاه شور، و اطراف مرنجاب را بوجود می آورند .

درخت تاغ

این درخت با آب و هوای خشک و زمینهای نسبتاً شور نواحی کویری بسیار سازگار بوده و در خاکهای سبک و شنی و همچنین بر روی تپه های شنی بخوبی رشد و نمو می کند به همین دلیل از اهمیت بسزایی در رابطه با کویر و تثبیت شنهای روان در مناطق کویری کشور برخوردار است بعلاوه چون از نظر سوخت و تهیه ذغال مورد توجه بوده  و همچنین در صنعت نئوپان هم مورد استفاده قرار می گیرد درخت تاغ بدلیل حفظ رطوبت خاک موجبات رشد و نمو سایر گیاهان طبیعی را فراهم می آورد بطوریکه منطقه تاغ کاری شده پس از مدتی بصورت مرتع مشجری در می آید که می تواند مورد استفاده دامها قرار گیرد .

قره داغ  Nitraia schoberi

قره داغ درختچه ای مقاوم به خشکی ، دارای انشعابات فراوان از بن گیاه ، ساقه ها اغلب بصورت ساقه های خوابیده و خمیده که شکل کیسه نسبتاً حجیمی را به گیاه می بخشد . برگها تا حدی گوشتی و آبدار ساقه ها در انتها نوک تیز و خشن می شوند گلهای قره داغ سفید رنگ و معمولاً در اواخر فروردین ماه ظاهر می شوند میوه های آن قهوه ای متمایل به مشکی محتوی یک عدد بذر در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است این درختچه  ها اغلب در ایران ، افغانستان ، سوریه و آسیای صغیر انتشار دارد پراکنش جغرافیایی آن در ایران از بلوچستان تا خراسان در شوره زارهای بیابانی مانند کویر میقان اراک سواحل دریاچه نمک  کویر و کویر غول آباد گسترش یافته است این گیاه در خطوط هم باران 100 میلی متر و ارتفاع رویشگاه بین 800 تا 1700 متر از سطح دریا قرار دارد . انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مربوط به پیرامون گیاه ایجاد ریشه های نابجا کرده و این امر در توده ای شدن گیاه به فرم کیسه ای کمک می کند بنابراین از جمله روشهای تکثیر گیاه علاوه بر روش تهیه قلمه توسط بذر نیز ازدیاد می یابد .

نسی Stipagrostis plvmosa

نسی گیاه بوته ای پایا و در بیابانها و شنزارها به فراوانی  یافت می شود انتشار جغرافیایی آن از جنوب ایران تا صحرای قره قوم ادامه دارد نسی از خانواده گندمیان ، بوته ای مرتعی و خوش خوراک که بعنوان گیاهی سازگار در نقاط اسپی بیابانها و شنزارها، اجتماعات گیاهی یکدست و وسیعی را بوجود می آورد . دامنه انتشار نسی در ایران شامل تمام بیابانهای لوت تا شمال دشت کویر بیابانهای میسله و در شنزارهای نوارهای ریگ بلند بعنوان گونه شاخص حضور دارند این گیاه در اقلیم خشک و نیمه خشک رشد طبیعی دارد اغلب در تمام خاکهای اعم از خاک های سبک شنی لومی گچ دار و حتی خاکهای آهکی با نفوذ پذیری زیاد گسترش دارد علت مقاومت آن نسبت به شرایط اقلیم خشک بواسطه وجود غلافی از شن دانه اطراف ریشه های افشان گیاه می باشد که بوته را در درجه حرارت های بالا (مخصوصاً در فصل تابستان) و در برابر کم آبی محافظت می کند .

پرند     Pteropyrum avcheri

پرند درختچه ای با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصاً همراه با گیاه درمنه دشتی اجتماعات وسیع و گسترده ای را بوجود می آورد پرند متعلق به خانواده علف هفت بند بوده و ارتفاع این درختچه ها به 5/1 متر می رسد گلهای آن سفید رنگ و میوه ای قرمز و بالدار تولید می کند  معمولاً در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراهه های فصلی به عنوان تنها گونه درختچه ای غالب مشاهده می شود پرند اغلب در خاکهای سنگریزه دار، سنگلاخی و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتی رشد می کند این درختچه را می توان در بلوچستان ، خراسان ، سمنان، دامغان ، اصفهان ، قزوین ، انارک و اغلب نواحی ایران مشاهده می شود .

گلهای آن معمولاً در اردیبهشت ماه و میوه های بالدار و قرمز رنگ آن در تابستان ظاهر می شوند پرند از طریق بذر قابل تکثیر می باشد این درختچه علاوه بر نقاط استپی و دشتی در آبراهه های نواحی کوهستانی  مشرف به بیابانها نیز گسترش دارد .

ریش بز  Ephedra strobilacea

ریش بز که با نامهای «کلشیر» و «علی جونی» توسط بیابان نشینان گویش می شود از درختچه های همیشه سبز (ساقه سبزها) محسوب می شود که در مناطق بیابانی و استپی خشک ایجاد اجتماعات طبیعی وسیعی را می نماید ارتفاع این درختچه تا 5/1 متر می رسد برگهای آن خیلی کوچک و فلسفی بوده و در واقع بخش اعظم فرآیند فتوسنتز گیاه به ساقه های آن سپرده شده است گل های ریش بز زرد رنگ معطر و معمولاً در اردیبهشت ماه ظاهر می شوند میوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتی و آبدار میوه محسوب شده و در اواخر مرداد ماه قابل جمع آوری است این درختچه در اقلیم خشک و نیمه خشک استان سیستان و بلوچستان دشت کویر ، حوضه بیابانهای مسیله ، قم ،سمنان ، خراسان و دامنه های جنوبی البرز انتشار دارند .

ریش بز اغلب در بیابانها روی سازند نئوژن که دارای تشکیلات مارنی گچی می باشد می روید سیستم ریشه ای آن فعال بوده و انشعابات وسیعی را به پیرامون می فرستند .

سیاه شور    Suada Fruticos

سیاه شور ، درختچه ای است شور پسند درپایه سخت و کاملاً چوبی شده انشعابات جانبی فراوان و ایستا، برگهای کوچک ، کروی و آبدار شاخه های خشبی را فرا می گیرند این درختچه در سواحل و دقهای باتلاقی شور و مرطوب می رویند . معمولاً در نقاطی که شوری مفرط خاک محدودیت زیستی زیادی را برای سایر گیاهان شور پسند مانند اشنان علف شور و آنابازیس را فراهم آورده با این وجود سیاه شور براحتی می تواند در آن محیط مستقر شوند این درختچه اغلب به همراه خارشتر  در نقاطی که عمق سطح ایستایی آب بالاست رویش دارد و از این جهت خاک رویشگاه ان علاوه بر وجود مقادیر قابل توجهی نمک ، لایه پف کرده تمام سطح خاک را می پوشاند این گیاه مقاومت شدیدی نسبت به شوری و کم آبی دارد.

دارای ساقه های گوشتی و برگهای کوچک شونده می باشد گونه های همراه اجتماعات سیاه شور محدود بوده و چند گونه هالوفیت مقاوم مانند گنگ و برخی از گونه های علف شور دیده می شوند میوه های سیاه شور کیسه مانند بوده و محتوی دانه های افقی می باشند بذر این درختچه در اواخر فصل پاییز می رسند سیاه شور علاوه بر بذر توسط قلمه نیز ازدیاد می یابد .

کلبیت  Cyperus conglomerate

گونه ای از «جگن» که در گویش محلی بیابان نشینان به نام «کلبیت» شهرت دارد، گیاهی است بوته ای و پایا که در تمام عرصه های شنی، نوار ریگ بلند آران و بیدگل (تپه های ماسه ای  بستر کوچه ریگها، چاله ریگها و حتی روی شنزارهای روان) استقرار دارند .

کلبیت از جمله گیاهان شن دوست بسیار سازگار به خاکهای شنی و فقیر از مواد غذایی می باشد این گیاه بصورت پوشش غالب ایجاد تیپ گیاهی یکنواختی و همگنی را در شنزارها بوجود می آورد از طرفی در جوامع گیاهی اسکنیبل ، دم گاوی، خارسوف، نتروسنی، بصورت گونه غالب یا همراه  مشاهده می شود انتشار جغرافیایی آن در ایران بسیار وسیع می باشد .

 این گیاه دارای برگهای باریک، کشیده و معمولاً از میان برگها ، یک ساقه گل دهنده به طور 60-30 سانتی متر خارج می شود بذرهای گیاه پس از رسیدن براحتی از پوشش محافظ گل آذین جدا و توسط باد پراکنده می شود این گیاه  ایجاد توده های وسیع بصورت کلنی در عرصه های شنی می نمایند

گز tamarix hispida

گز از درختچه های مناطق بیانی و شوری می باشد این گیاه اغلب در بستر آبراهه و رودخانه های شور و قلیایی نواحی خشک رویش دارد این گیاه مقاوم به خشکی و سازگار با شرایط سخت بیابان دارای گلهایی قرمز رنگ که در فصل بهار و پاییز در انتهای انشعابات و ساقه ها مشاهده می شود اراضی شوری که خاک مرطوب داشته و یا تحت تاثیر جریانات فصلی رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند از جمله رویشگاه های درخت گز محسوب می شوند گز بواسطه ایجاد تپه های نبکا در اطراف خود نقش بسیار مهمی در حفاظت خاک نواحی شور بیابانی بعهده دارد . انشعابات فرعی و متراکم ساقه ها شکل کروی کپه ای به این درختچه می بخشد گز علاوه بر قلمه از طریق جدا کردن  یا جوش نیز قابل تکثیر است .

بادام کوهی  Amyg dalus scoparia

درختچه ای خوش منظر، ساقه های آن ایستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهای باریک و کوچک و بعنوان اولین درختچه گل دهنده در فصل بهار با گل های درشت و سفید رنگ در اقلیم نیمه خشک کشور مناظر بدیعی را به تماشا می گذارد .

این درختچه  در برابر شرایط نامساعد محیط( کم آبی و نوسانات شدید حرارتی) مقاوم می باشد بادام کوهی متعلق به خانواده گل سرخیان است و ارتفاع آن بین 3-5/2 متر و قطر تاج پوشش آن به 5/2 -2 می رسد گل های سفید رنگ بادام معمولاً قبل از ظهور برگها در اوایل فروردین ماه ظاهر می شوند میوه های آن نیز در خرداد ماه رسیده و قابل جمع آوری است .

بادام کوهی در خاکهای عمیق تا نیمه عمیق ، سنگریزه دار و بر روی تشکیلات آهکی –سیلیسی در شیبهای ملایم کوهستانها می روید . در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهای فسیلی اکثربیابان نشینان از چوبهای ناشی از قطع درختان بادام کوهی ، جهت تهیه سوخت و ذغال استفاده می کرده اند که این امر به تدریج باعث از بین رفتن اکثر رویشگاه های بادام کوهی گردید آثار و شواهد این امر را در چاله های ذغال سوزی که در اکثر نواحی کوهستانی خشک وجود دارد ، می توان مشاهده کرد.

پسته وحشی Pistacia Kiniguk

پسته وحشی از گیاهان درختی بلند قامت نواحی ارتفاعات کوههای نیمه خشک محسوب می شوند ارتفاع  متوسط این درخت معمولاً بین یک تا سه متر بوده و لیکن در برخی نقاط حتی به 7 متر نیز می رسد درختی است دو پایه، دارای برگهای تک شانه ای (واجد یک تا 7 برگچه) برگچه های بیضوی تخم مرغی شکل ، میوه آن شفت کوچک ابتدا صورتی و سپس قرمز و در زمان رسیدن کامل پوشش میوه سبز رنگ می باشد در اغلب نقاط کوهستانی نیمه خشک کشور بصورت گونه ای بومی و شاخص حضور دارد .

سیستم ریشه ای این درخت سازگاری بسیار مطلوبی را به نقاط سنگلاخی دامنه های کوههای آهکی و بازالتی داشته است فعالیت بسیار زیاد انشعابات ریشه ای شکاف تحته سنگها بردباری این گیاه را در مقابل شرایط اکولوژیک حاکم بر منطقه نشان می دهد پسته وحشی توسط بذر تکثیر می یابد عامل انتشار بذر گیاه در طبیعت شاید توسط پرندگان انجام می گیرد .

قیچ  Zygophyllum  evrypterum

قیچ درختچه ای است همراه با انشعابات چوبی فراوان که در عرصه های بیابانی به صورت پراکنده در جوامع گیاهی درمنه دشتی مشاهده می شود ارتفاع متوسط این درختچه تا 5/2 متر می رسد . قیچ در نقاط مختلف ایران ، قفقاز، افغانستان و پاکستان انتشار دارد .رویشگاههای اصلی قیچ در ایران ، جنوب شرقی شاهرود، خراسان، زنجان دامنه های مشرف به کوهستان سفید آب و دشت کویر ارتفاعات انارک و چوپانان می باشد قیچ گیاهی است بومی مناطق خشک و نیمه خشک در خاکهای شور، قلیا و شور قلیایی که عمدتاً  دارای آهک فراوان است بخوبی رویش دارد گلهای زرد این درختچه پیش رس بوده و معمولاً در اواسط اسفند ماه ظاهر می شوند بدنبال آن میوه های بالدار حاوی سه عدد بذر در اوایل اردیبهشت ماه بوجود می آیند وجود باله های نسبتاً بزرگ میوه جابجایی بذر را توسط باد آسان کرده است این گیاه بوسیله بذر قلمه قابل تکثیر است

علف شور الوان Salsda Crassa

علف شور گیاهی است بوته ای یکساله، ساقه و برگهای آبدار و گوشتی دارای انشعابات و شاخه های گسترده بر روی اراضی شود و بحالت کیسه ای دیده می شود آنچه که باعث رنگین شدن منظر بوته به رنگهای ارغوانی قرمز، نارنجی ، زرد و صورتی می شود مربوط به تغییر رنگ باله های میوه می باشد این تغییر رنگ اغلب در ماههای پاییز (آذر تا آبان) مشهود است بذر علف شور توسط باله های غشایی محصور شده و به این دلیل بذر را سبک و براحتی توسط باد قابل جابجایی است رویشگاه طبیعی علف شور در اغلب نقاط شوره زار ایران مانند تپه های نمکی مرد آباد کرج ، اراضی شور قزوین ، اراک ، قم ، یزد سمنان و بیابانهای حوضه مسیله می باشد این گیاه تنها توسط بذر تکثیر می یابد .

این گیاه متعلق به خانواده اسفناجیان است یکساله علفی و ارتفاع آن بین 40 تا 80 سانتیمتر و قطر تاج پوشش آن بین 40 تا 100 سانتی متر متغیر است . برگهای آن کوتاه ، آبدار و گوشتی ، گلهایی سبز متمایل به زرد و میوه های رنگین که در فصل پاییز قابل مشاهده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 16:53  توسط پرویز ستوده شایق  | 

جنگل

تعاریف پایه:

1-      برکه: محل‌های پست که در کوهستان و جنگل وجود دارند و آب بارندگی اطراف در این منطقه جمع می‌گردد و به صورت ساکن می‌ماند. برکه‌ها در تمام فصول وجود ندارند.

2-      کلبه: به خانه‌های جنگلی، که جنگل‌نشینان برای  اسکان موقت و فصلی ایجاد می‌کنند، گفته می‌شود.

3-      کومه: یک سرپناه در جنگل که توسط چوب و برگ درختان برای بیتوته‌ی اضطراری ازآن استفاده می‌شود.

4-      راه مال‌رو: راهی که روستاییان برای رفت وآمد مال‌های (حیوانات) خود از دامنه به ارتفاعات کوهستانی یا جنگلی ایجاد می‌کنند.

5-      راه پاکوب: راهی را که روستاییان برای رفت وآمد خود و خانواده‌هایشان از دامنه به ارتفاعات کوهستانی یا جنگلی ایجاد می‌کنند گفته می‌شود. در پاره‌ای مواقع این راه بر اثر رفت و آمد کوهنوردان از دامنه به ارتفاعات ایجاد می‌شود.

6-      یال سوخته: در جنگل‌ها عمدتاً یال‌ها به قلل ختم نمی‌شوند. ممکن است در نقطه‌ای تمام شده یا به دره و پرتگاهی منتهی شوند به این یال‌های نیمه‌تمام، یال سوخته می‌گویند.

7-      شبنم: در اثر تراکم بخار آب در سطح جنگل و زمین، و در دمای بیش از صفر درجه و بر روی عوارض گوناگون مثل برگ و تنه‌ی درختان یا روی بستر جنگل قطرات کوچک آب تشکیل می‌گردد؛ به این قطرات، شبنم گفته می‌شود.

8-      ژاله: اگر شبنم تشکیل شود و سپس افت دما به وجود آید ـ‌که به زیر نقطه انجماد قطرات برسدـ شبنم منجمد و ژاله به وجود می آید.

9-      باتلاق: گل‌های چسبناکی هستند که بر اثر جمع شدن آب ساکن در حاشیه‌ی رودخانه‌ها و یا شکاف‌ها در جنگل، و نتابیدن نور خورشید و تجمع برگ ها و ضایعات جنگل به وجود می‌آیند؛ عبور از آن‌ها فوق‌العاده خطرناک است.

10-   تالاب: دریاچه‌ی کم‌عمقی که به‌ویژه در یک شن‌زار یا در میان شن‌های ساحلی به وجود آمده باشد.

11-   دریاچه: گودال تقریباً بزرگی در پوسته‌ی زمین که از آب پر شده باشد، دریاچه نام دارد. آب پاره‌ای از دریاچه‌ها شور و پاره‌ای دیگر نسبتاً شیرین و رقیق‌تر هستند. دریاچه‌هایی که در سرزمین‌های پرباران و معتدل واقع شده‌اند، اغلب دارای آب شیرین هستند؛ ولی دریاچه‌هایی که در مناطق کم‌باران و خشک قرار گرفته‌اند؛ در معرض تبخیر می‌باشند و حاصل آن‌ها آب شور، نمک و املاح دیگر است.

12-   حوضچه: چاله‌آب‌های محدود و متوسط که در مناطق مختلف کوهستانی و بیابانی در اثر باران‌های نیمه‌ی دوم زمستان و اوایل بهار ایجاد می‌شوند و آب آن‌ها به واسطه‌ی گرمای هوای تابستان تبخیر می‌شود.

 

تعریف جنگل:

      جنگل به محیطی اطلاق می‌شود که در آن درختان، گیاهان خودرو و حیوانات در کنار هم ادامه حیات داده و برای خود اقلیم و خاک مخصوص داشته باشند و بشر هیچ‌گونه مداخله‌ای در تشکیل آن نداشته است. جنگل‌ها به دو صورت طبیعی و دست کاشت مشاهده می‌شود. جنگل‌های طبیعی حدود دویست میلیون سال قبل از بشر به وجود آمده است و جنگل‌های مصنوعی به دست بشر برای تولید چوب بیشتر و ایجاد تفرجگاه و کاهش اثرات مخرب از بین بردن جنگل‌های طبیعی بر روی محیط زیست و حیات وحش به وجود می‌آید.

تقسیمات جنگل‌های جهان:

      تقسیمات زیر بر اساس اقلیم یا آب‌وهوا، در مناطق کوهستانی ترتیب داده شده است:

1-      جنگل‌های استوایی: این جنگل‌ها جزایر و مناطق گرمسیر استوایی را ـ‌مثلاً در شمال آمریکای جنوبی، سواحل آمازون و آفریقای مرکزی‌ـ می‌پوشانند. جنگل‌های استوایی به علت حرارت بالا و بارندگی زیاد از نظر گونه‌های گیاهی، فنی و متنوع می‌باشد.

2-      جنگل‌های مناطق معتدله: این جنگل‌ها حد فاصل مناطق سردسیر و گرمسیر در دو نیم‌کره قرار دارد. اجتماعات جنگلی معتدله عبارتند از: افرا، راش، بلوط، کاج‌ها.

3-      جنگل‌های سردسیر: این جنگل‌ها در مناطق نزدیک به قطب، در عرض کم و همچنین ارتفاعات مناطق معتدل سرد، که آب‌و‌هوا سرد است وجود دارند. حتی ممکن است در مناطقی که دایماً پوشیده از برف و یخ است، اثراتی از جنگل‌های سردسیر دیده شود. جنگل‌های سردسیر در مناطق سیبری، مرز جنوبی روسیه،آلاسکا در آمریکای شمالی، نروژ در اروپا و ژاپن در آسیا وجود دارد. گونه‌های سوزنی‌برگ، در این جنگل ها وجود دارند.

 

جنگل‌های ایران:

      ایران در نیم‌کره‌ی شمالی و منطقه معتدل قرار دارد. تقسیم بندی جنگل‌های ایران به ترتیب زیر است:

1.       جنگل‌های شمالی (حاشیه‌ی دریای خزر): این منطقه تحت تأثیر آب‌و‌هوای خزری بوده و از پر‌ارزش‌ترین جنگل‌های ایران به حساب می‌آید. مهم‌ترین گونه‌های این منطقه که ارزش صنعتی زیادی دارد عبارتند از: راش، گردو، ملچ، آزاد، توسکا، ممرز و سرخدار.

2.       جنگل‌های حوزه‌ی زاگرس:  این حوزه از سردشت در استان کردستان آغاز و به کوه دنا در استان فارس ختم می‌شود. گونه‌ی اصلی این جنگل‌ها بلوط بومی ایران است.

3.       جنگل‌های حوزه‌ی ارسباران:  این حوزه در آذربایجان شرقی واقع شده و شباهت جزئی با کرانه‌ی دریای خزر دارد.

4.       جنگل‌های حرا:  در سواحل کم عمق خلیج فارس و در محدوده‌ی بندرعباس و جزیره‌ی قشم، جنگل‌های گرمسیری حرا قرار دارند. این جنگل‌ها در هنگام مد، تا نیمه زیر آب می‌روند و به هنگام جزر، سر از آب بیرون می‌آورند؛ از آب شور دریا تغذیه می‌کنند و از نظر داروسازی و تغذیه‌ی دام اهمیت دارند.

 

بستر جنگل:

      بستر (خاک) مناطق جنگلی در ایران، به دو دسته به شرح زیر تقسیم‌بندی می‌شود

      بستر جنگل را ـ‌ بسته به نوع گونه‌های گیاهی غالب که خود تحت تأثیر تغییرات آب‌و‌هوا هستندـ در دو رده‌ی خزان‌برگان و سوزنی‌برگان می‌توان تقسیم کرد. بستر جنگل‌های خزان‌برگ در البرز، بر اساس تغییرات جغرافیایی از شرق به غرب ـ به علت افزایش نزولات آسمانی و کاهش نسبی درجه‌ی هواـ متغیر است. جنگل‌های شمال ایران از آستارا در غرب شروع شده تا جنگل گلستان و لوه کشیده شده است.

ضخامت خاک‌های قهوه‌ای که از لاش‌برگ‌ها تأثیر گرفته‌اند، بر حسب شیب، فرسایش خاک و عمق مفید خاک جنگل، تعیین می‌شود. ضخامت این نوع از خاکِ بستر تا یک متر هم می‌رسد. در جنگل هرچه ارتفاع بالاتر رود، به علت پایین بودن درجه حرارت، جنس خاک سفت‌تر شده و قطر خاک هم کم می‌شود.

      زاگرس با طول متوسط 1150 کیلومتر و عرض متوسط 75 کیلومتر از غرب به جنوب‌شرقی کشیده شده، و نزولات آسمانی در آن، از غرب به جنوب‌شرقی کاهش می‌یابد. جنس بستر مناطق کوهستانی زاگرس، از تشکیلات آهکی، مارن، مارن گچی، مارن رسی و یا سنگ‌های مرمر تشکیل شده است. عمق خاک در این مناطق بسیار کم است. زاگرس سرچشمه‌ی رودهای مهمی همچون کارون، کرخه، زاینده رود، سفید رود و... می‌باشد.

 

تغذیه از جنگل:

      میوه‌ی بعضی از درختان جنگلی ارزش خوراکی داشته و به مصرف تغذیه انسان می‌رسد. گلابی جنگلی، زالزالک، کندوس، ذغال اخته، انجیر، انار، گردو، گوجه سبز، شاه بلوط، فندق ، بادام وحشی، سماق، پسته‌ی وحشی، عناب، کنار، سنجد، زیتون ، تمشک، به وحشی و... همه از محصولاتی هستند که در جنگل یافت می‌شود.  

حیات وحش جنگل:

      حیات وحش به جانورانی اطلاق می‌شود که از عوامل زنده در جنگل بوده و به صورت زنجیره‌ای برای ما تأثیر‌گذار هستند و عبارتند از: موجودات تک‌سلولی، کرم‌ها، عنکبوت‌ها، کنه‌ها، هزارپایان، حلزون‌ها، حشرات، مورچه‌ها، پرندگان، خارپشت، موش‌ها، خرگوش‌ها، گرگ‌ها، شغال، روباه، خرس، گورکن، یوز، گربه‌ی وحشی، پلنگ، خوک، مارال، گوزن زرد و شوکا.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1390ساعت 14:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

چیدمان کوله پشتی



به نحوه قرار گیری کوله در پشت توجه کنید




برچسب‌ها: تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 1:0  توسط پرویز ستوده شایق  |